تبلیغات
عاشقان شریعتی
دوشنبه 26 بهمن 1388

من چیستم ؟

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

من چیستم ؟

افسانه ای خموش در آغوش صد فریب

گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم

خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای

رازی نهفته در دل شب های جنگلی

من چیستم ؟

فریادهای خشم به زنجیر بسته ای

بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون

زهری چکیده از بن دندان صد امید

دشنام پست قحبه ی بدکار روزگار

من چیستم ؟

برجا ز کاروان سبک بار آرزو

خاکستری به راه

گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان

اندر شب سیاه

من چیستم ؟

یک لکه ای ز ننگ به دامان زندگی

وز ننگ زندگانی آلوده دامنی

یک ضجه ی شکسته به حلقوم بی کسی

راز نگفته ای و سرود نخوانده ای

من چیستم ؟

لبخند پر ملامت پاییزی غروب

در جستجوی شب

یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات

گمنام و بی نشان

در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

 


جمعه 16 بهمن 1388

دانلود کتاب آری این چنین بود برادر

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :دانلود کتاب ،

کتاب آری این چنین بود برادر را از اینجا دانلود کنید .


از از اینجا دانلود کنید: دانلود ،

یکشنبه 11 بهمن 1388

تقسیم بندی انسان ها

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

دکتر انسان ها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که همواره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند

شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند .ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان  اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم .قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آیدکه چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.


یکشنبه 11 بهمن 1388

رسم دنیا

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

دنیا را بد ساخته اند،کسی را که دوست داری تو را دوست نمیدارد،کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری. اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسید.

و این رنج است


یکشنبه 11 بهمن 1388

من و او

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم , وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم, وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم, وقتی که او تمام کرد من شروع کردم, وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن......


یکشنبه 11 بهمن 1388

پناه بی پناهی ها

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد، تو مهربان و جاودان اسیب ناپذیر من هستی. ای پناهگاه ابدی، تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.


یکشنبه 11 بهمن 1388

خواستن

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

آنگاه که تقدیر واقع نگردیده و از تدبیر هم کاری ساخته نیست، خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندام ها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت هست، تجلی کند، اگر همه هستیمان را یک خواهش کنیم، یک خواهش مطلق شویم، اگر با هجوم ها و حمله های صادقانه سرشار از یقین و امیدواریمان بخواهیم، پاسخ خویش را خواهیم گرفت.


شنبه 10 بهمن 1388

دانلود کتاب تشیع صفوی ، تشیع علوی

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :دانلود کتاب ،

کتاب فوق العاده زیبا و جذاب تشیع صفوی ، تشیع علوی دکتر را از اینجا دانلود کنید .

کتابی حاوی نکات بسیار ارزنده از تحریف تشیع در زمان صفویه و ادامه آن تا کنون .


از از اینجا دانلود کنید: دانلود ،

پنجشنبه 8 بهمن 1388

دانلود کتاب فاطمه فاطمه است

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :دانلود کتاب ،

کتاب فاطمه فاطمه است را از اینجا دانلود کنید


از از اینجا دانلود کنید: دانلود ،

چهارشنبه 7 بهمن 1388

دانلود کتاب نیازهای انسان امروز

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    

کتاب نیاز های انسان امروز را با فرمت PDF  از اینجا دانلود کنید .


از از اینجا دانلود کنید: دانلود ،

چهارشنبه 7 بهمن 1388

فردا خیلی دیر است

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

همیشه دیر است و همیشه باید حساب کرد که فرصت نیست و هرگز سخنی را که میشود امروز گفت ، کاری را که میشود امروز کرد نباید به فردا گذاشت زیرا همیشه دیر است.

بر خلاف کسانی که مصلحت اندیش اند و می گویند هنوز زود است،من می گویم که همیشه دیر است.

هر کاری را که می خواهیم بکنیم کاری است که لااقل باید صدها سال پیش می کردیم.

بنابر این دیر شده هر کار که باشد ، این است که فرصت نیست کار امروز را به فردا بیافکنیم.

این روایت که فرموده اند : « برای دنیایت آنچنان کار کن که گویی همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرتت آنچنان که گویی فردا می میری » چقدر عالی است .

به این معنا است که برای کارهای زندگی فردی و مادی و شخصی ات فکر کن که همیشه وقت هست اما برای کار مردم و آنچه که درمسیر اصالت کار و مسئولیت انسانی است - کار برای دیگران و جامعه و انسانیت - دستپاچه باش ، همیشه بیاندیش فردا دیگر نیستی.

این است که من همیشه حرف آخر را اول می زنم چون نگرانم اگر از اول شروع کنم و به مقدمه چینی و امثال اینها بپردازم دیگر به حرف آخر نرسم.

                                                                              «دکتر علی شریعتی »

 

 


چهارشنبه 7 بهمن 1388

زلزله فیروزکوه

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    

دوستان عزیز سلام .

با عرض معذرت از دوستان محترم به دلیل زلزله های مکرر (بیش از 80 پس لرزه ) قادر به بروز کردن وبلاگ نیستم تا شنبه اگر زنده بمانیم .

به امید خدا


یکشنبه 27 دی 1388

شمع

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

میان من و شمع پیوندهای ویژه و پنهانی نیز هست، نخستین شعری که سروده ام «شمع» بوده است.

منتهی شمع زندان.

نوعی خود من است  مگر نه اینکه شمع مجموعه حروف اول اسامی من است؟!

به جلوه های زیبای شعله شمع چشم دوختم ، زبانه  آبی رنگ آن را که گویی هزاران حرف تازه با من داشت می نگریستم و می شنودم.

می سوخت ، می گداخت و در برابرم ذوب می شد و هیچ نمی گفت اما سراپا گفتن بود. کسی نمی داند و نمی تواند بداند که شمع در چشم من چه تصویری داشت.

برای فهم هر چیزی تشبیه ، کمک بزرگی است اما من چگونه می توانم آنچه را در شمع می دیدم تشبیه کنم؟

با چه تشبیه کنم؟

این شمع مگر نه خود من است ؟ کارش چیست؟

سوختن ، افروختن ، گریستن ، گداختن و دم بر نیاوردن ، ایستادن و ذوب شدن و روشنی از سوزش خویش به محفل کوران بخشیدن.

آه که چه شباهتی است میان من و شمع !

این مگر نه خود من است ؟ این مگر نه همچون من زندگی می کند؟

من دارم خودم را در برابرم می بینم ! این است معنی تجربه از خویش و چه تجربه معجزه آسا و شگفتی !

این خودم است ، حتی اسمش هم اسم خودم است !

به قول منوچهری :

من ترا مانم به عینه ، تو مرا مانی درست

                                   هر دو جانسوزیم ، اما دوستدار انجمن

«دکتر علی شریعتی»

(گفتگوهای تنهایی، ص۱۵۴ )


یکشنبه 27 دی 1388

انتظار

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

انتظار یکی از زیباترین و عمیق ترین جلوه های روح فراری و بی آرام انسان است.

آدمیزاده هر چه انسان تر ، چشم به راه تر میشود.این یک حقیقت زیبایی است که همواره می درخشد.

در انتظار چه ؟ که؟

هر چه ،هر که، در انتظار "گودو". گودو کیست؟ چیست؟ بکیت میگوید:<اگر میدانستم میگفتم>.

به هر حال یک منتظر در ادیان این موعود منتظر ، روشن و مشخص است.

یک منجی غیبی است و رسالتش نیز معلوم و مشخص. آنکه باید بیاید یک «ابر مرد» است .

در تشیع موعود منتظر مهدی است و آخرین امام از سلسله امامان اثنی عشر، فرزند امام حسن عسگری و رسالتش هم معلوم است.

رسالتی را که پیامبر آغاز کرد و پس از مرگش نگذاشتند علی و فرزندانشان ادامه دهند و حکومت و امامت مردم را غصب کردند.

او خواهد گرفت و ادامه خواهد داد.

بنابر این مهدی یک امام است ، برای استقرار عدل و احیای حقیقت می آید.

این یک رسالت اجتماعی ، سیاسی و اعتقادی و بشری است و او خود یک بشر است اما روح منتظر انسان که همواره بی قرار غیب و فراری به ماوراء است نمی تواند تصویر بشری و رسالت این جهانی مهدی موعود را نگاه دارد.

 پس او را و کارش را در هاله ای از ماوراء واقعیت غرقه می سازد. ‌

                                                                   «دکتر علی شریعتی»


چهارشنبه 23 دی 1388

کس بی کسان

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

« مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم! »


دوشنبه 21 دی 1388

فاطمه (س)

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

نمیدانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از «مریم» سخن میگفت.

گفت: هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند.

هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزشهای مریم را بیان کرده اند.

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند.

هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ،چهره نگاران ،پیکره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.

اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار ، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که:

«مریم مادر عیسی است» 

   و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم.

            باز درماندم:

   خواستم بگویم که:

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه دختر محمد(ص) است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه همسر علی است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر حسین است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر زینب است.

   باز دیدم که فاطمه نیست.

   نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه،فاطمه است»


دوشنبه 21 دی 1388

خانواده

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

«...خانواده ای از عشق، که در آن عاشق پدر است و معشوق مادر و عشق

 فرزند، خانواده ای از کلمه، در آن خدا پدر است و مریم مادر و مسیح فرزند،

خانواده ای مورد سوگند خدا...که ...سوگند به مرکب و سوگند به قلم و سوگند

به آنچه می نویسند...»


یکشنبه 20 دی 1388

هنر

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

و هنر ادامه کار خداست تا طبیعت را بر گونه نیاز خود بیاراید


یکشنبه 20 دی 1388

سنت و مذهب

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

وقتی سنتهای میرنده و عادات گذرنده و بی دوام را با مذهب توجیه میکنند، سنتهای کهنه را نمی توانند به زور مذهب نگه دارند اما مذهب را کهنه و میرنده نشان می دهند و همراه سنت از دست می دهند.


یکشنبه 20 دی 1388

زن (چگونه باید بود )

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

در جامعه ما، زن به سرعت عوض می شود ؛ جبر زمان و دست دستگاه -هر دو- او را از "آنچه هست" دور می سازند و همه خصوصیات و ارزشهای قدیمش را از او میگیرند تا از او موجودی بسازند که "میخواهند"؛ و "می سازند" و می بینیم که "ساخته اند"!!


این است که حادترین سوالی که برای "زن آگاه" در این عصر مطرح است، این است که:"چگونه باید بود؟"


زیرا، می داند که بدان گونه که "هست"، نمی ماند و نمیتواند بماند و نمی گذارندش که بماند؛و از سویی ،ماسک نویی را که می خواهند بر چهره قدیمش بزنند،نمی خواهد بپذیرد، می خواهد خود تصمیم بگیرد،"خویشتن جدیدش" را خودآگاهانه و مستقل و اصیل ،آرایش کند، ترسیم نماید؛اما نمیداند "چگونه؟"؛


نمیداند این چهره انسانیش -که نه آن "قیافه موروثی" است، و نه این"ماسک بزک کرده تحمیلی و تقلیدی"- چه طرحی دارد؟ شبیه کدام چهره است؟


مردم ما همواره از فاطمه دم میزنند ،هر سال دهه ها برایش میگیرند، صدها هزار دوره و مجلس و منبر روضه و جشن و عزا به خاطرش برپا میکنند ...... و با این همه چهره روشن او شناخته نیست و تنها چیزی که مردم ما از این شخصیت مقدس و بزرگ میدانند، این چند قلم تکرار مکررات نسل اندر نسل و قرن اندر قرن است که شب و روز ، و در تمامی سال و سراسر عمر ، بازگو میشود.
و اما درباره آنچه که باید از فاطمه آموخت، هیچ، و در نقشی که شخصیت
  او در زندگی و سرنوشت پیروانش دارد ، تنها و تنها ، شفاعت و آن هم در قیامت است


این است تمام اطلاعاتی که درباره این شخصیت بزرگ، در اذهان مردم ، وجود دارد. مردمی که به عظمت او و جلالت قدر او، با جان و دل، معترفند.

 


یکشنبه 20 دی 1388

شهید

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن ، با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمنش را نمی کشد رسوا می کند.

 


چه امید بندم در ابن زندگانی
که در ناامیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
 
بنالم زمحنت همه روز تا شام
بگریم ز حسرت همه شام تا روز
تو گویی سپندم بر این آتش طور
بسوزم از این آتش آرزوسوز
 
بود کاندرین جمع ناآشنایان
پیامی رساند مرا آشنایی؟
شنیدم سخن ها زمهر و وفا، لیک
ندیدم نشانی ز مهر و وفایی
 
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شِکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
 
ندانم در آن چشم عابدفریبش
کمین کرده آن دشمن دل سیه کیست؟
ندانم که آن گرم و گیرا نگاهش
چنین دل شکاف و جگرسوز از چیست؟
 
ندانم در آن زلفکان پریشان
دل بی قرار که آرام گیرد؟
ندانم که از بخت بد، آخر کار
لبان که از ان لبان کام گیرد؟


یکشنبه 20 دی 1388

نیایش

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

خدایا:

رحمتی کن تا ایمان ، نام و نان برایم نیاورد. قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.

تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار می کنند نه از آنها که پول دین میگیرند و برای دنیا کار می کنند


یکشنبه 20 دی 1388

انسان

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

در مکتب اعتقادی من انسان نماینده خدا‌‌‌ ، جانشین وی ، همانند وی و دارای خصایص اخلاقی خدا و امانتدار او ، تعمیم یافته حقایق بوسیله او ، مسجود همه فرشتگان بزرگ و کوچک و تمام هستی ، بحر و بر ، زمین و آسمان ، همه مسخر اراده علم و تکنیک اوست و بالاخره خویشاوند ذاتی خداست


جمعه 18 دی 1388

سکوت

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

و شما :

ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید !

پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت.

و شما :

ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید !

پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.

و شما :

ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم...

پس از این مرا کمتر خواهید دید !!

« دکتر علی شریعتی »

(هنر ، ص ۳۷۵ )


پنجشنبه 17 دی 1388

شریعتی از نگاه چمران

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

مرثیه دکتر چمران و دیدگاه وی درباره دکتر شریعتی را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب

پنجشنبه 17 دی 1388

اختلاف

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

اختلاف

اختلاف من با برخی از شخصیتهای مذهبی (روحانیون) ، اختلاف پسری است با پدرش در درون خانواده و هر دو بر سر یک تعصب و آن مصلحت حفظ سلامت و حیثیت خانه و خانواده‌ مان ( مثلا" پسری تلاش می کند تا در خانه سیستم گرمایی شوفاژ را برقرار کند و پدر به کرسی عادت کرده و مخالفت می کند و حاضر نیست ).

این است که من لحظه ای از گفتن در برابر این نسل و این غرب مهاجم برای ماندن این خانه خاموش نخواهم شد ؛ چون احساس خطر می کنم ، اگر چند زمستان دیگر بگذرد و اگر زلزله ای دیگر آن را تکان دهد خانه فرو خواهد ریخت ، بچه ها خواهند گریخت ، پیرها و بیماران در زیر آوار آن خواهند مرد.

دمی گریبان بزرگ ها و اولیای خانواده را رها نخواهم کرد ؛ نه از کتکشان می ترسم و نه از نوازششان.

گاه از سر و صدا می افتم اما اگر در زیر مشت و لگد پدران روحانی خُرد و خمیر شوم شکایت بر بیگانه نخواهم برد .

اختلاف ها اختلاف بچه ها و بزرگ ها و در یک خانواده است.

چه نامرد مردمی هستند که کشمکش خانوادگی را از حُرمت حریم خانواده به کوچه و بازار و بیگانه کشند.

« دکتر علی شریعتی »

( گفتگوهای تنهایی ، ص ۱۰ و ۲۲ )


پنجشنبه 17 دی 1388

ده سخن

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

۱۰ سخن از شهید دکتر علی شریعتی که هر کدام در خودش هزاران سخن دگر نهفته است :  

۱.مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.

۲.دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.

۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.

۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

۶.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.

۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.

۸.مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان.

۹.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.

۱۰.استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است.


پنجشنبه 17 دی 1388

توتم پرستی

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

قلم توتم من است ، توتم ماست ، به قلمم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند ، به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند ، به ضجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند...

که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم ، گوشت و خونش را نمی خورم ، به دست زورش تسلیم نمی کنم ، به کیسه زرش نمی بخشم ، به سر انگشت تزویرش نمی سپارم

دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ، چشم هایم را کور می کنم ، گوشهایم را کر می کنم ، پاهایم را می شکنم ، انگشتم را بند بند می برم ، سینه ام را می شکافم ، قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم....

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم

به جان او سوگند که جان را فدیه اش می کنم ، اسماعیلم را قربانیش می کنم ، به خون سیاه او سوگند که در غدیر خون سرخم غوطه می خورم ، به فرمان او ، هر جا مرا بخواند ، هر جا مرا براند، در طاعتش درنگ نمی کنم.

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، ودیعه مریم پاک من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، زرخرید یهود نمی شوم ، تسلیم فریسان نمی شوم.

بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد تا خدا ببیند که به نامجویی ، بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته ام.....

...... هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ؛ توتم من ، توتم قبیله من قلم است.

قلم زبان خدا است ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی توتمی دارد

و قلم توتم من است

و قلم توتم ما است. 

« دکتر علی شریعتی »

( گزیده ای از مقاله توتم پرستی )


پنجشنبه 17 دی 1388

ساختار انسان

   نوشته ای از: مصطفی موسی نژاد    نوع مطلب :سخنان زیبا و نغز دکتر شریعتی ،

انسان موجود خاصی است از پست ترین موجودات عالم خلق شده .

از خاک آفریده شده (خاک مظهر پستی است) ،

از گِل از حِمِاً مَسنون(گِل بوی ناک: لجن) ،

از صَلصال کَالفَخّار یعنی گل رسوبی خشک شده.

آدم از این آفریده شده از ماده ایکه میل به رسوب دارد ، مایل به ته نشین شدن؛ این لجن متعفن ته نشین شده ظرفِ روح خدا می شود.

بنابر این آدم مساویست با لجن به اضافه روح خدا.

روح خدا به چه معنا است؟

به معنای عالیترین و برترین ذات قابل تصور در همه وجود.

پس انسان ، هرمن ، هر فرد انسانی ، عبارت است از یک انتخاب یک تردید میان یک قطب لجنی و یک قطب روح خدایی.

فاصله یک بُعد انسان تا دیگر بعدش از منهای بی نهایت است تا به اضافه بی نهایت.

این فاصله عظیم مسیری است که انسان باید همواره طی کند.

انسان یک مهاجر دائمی است ، از لجن تا خداوند.

و کلام انٌا لله و اِنٌا اِلَیهِ راجِعون به این معناست که آدمی از منهای بی نهایت و پست ترین و پایین ترین وجود مادی باید صعود کند تا آخرین پله وجود ممکن در هستی.

و این فاصله که فاصله ای بی نهایت است و تکامل دائمی انسان را بیان می کند اسمش مذهب است و دین.

بنابر این رسالت و ماموریت سنگین انسان ، طی کردن این راه عظیم است از لجن تا خدا.

«دکتر علی شریعتی»


تعداد کل صفحات: 5 1 2 3 4 5